معنی انتظامی
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ص نسبی) منسوب به انتظام. (فرهنگ فارسی معین). - قوای انتظامی؛ قوه هایی که حفظ نظم و آرامش مملکت بعهدهٔ آنهاست، مانند ارتش و شهربانی و ژاندارمری. (از فرهنگ فارسی معین). - مأمور انتظامی؛ مأموری که عهده دار حفظ نظم و آرامش است.
کلمات همقافیه با «انتظامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر