معنی انباض
6 بازدید
[ اِمْ ] (ع مص) ببانگ آوردن کمان را، یقال انبض القوس، و انبض بالوتر؛ ببانگ آورد زه را. (از ناظم الاطباء). ببانگ آوردن کمان یا زه. (منتهی الارب) (از آنندراج). ببانگ آوردن زه کمان. (تاج المصادر بیهقی). کمان را پاره ای کشیدن و رها کردن تا آواز دهد. ترنگانیدن. (یادداشت مؤلف). || (اِمص) ببانگ آوردگی. (ناظم الاطباء). و از آنست مثلِ انباض بغیر توتیر. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انباض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر