معنی انباط
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بآب رسیدن چاه کن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بآب رسیدن کاریزکن. (تاج المصادر بیهقی). بآب رسیدن چاه کن و استخراج آن. (از اقرب الموارد). || آب برآوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برآوردن آب از چاه. (از اقرب الموارد). آب بیرون آوردن از چاه و کاریز. (مصادر زوزنی). - علم انباطالمیاه؛ علمی است که از چگونگی استخراج آب از زمین بحث می کند. (از کشف الظنون). و رجوع به همین کتاب شود. || اثر کردن در چیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آشکار شدن بعد از پنهان گشتن: اُنْبِطَ الشی ء (مجهولاً)؛ آشکار شد بعد پنهان گشتن. (منتهی الارب). انباط چیزی؛ آشکار کردن آن را پس از پوشیدگی. || استخراج حکم باجتهاد. (از اقرب الموارد).[ اَمْ ] (ع اِ) جِ نَبَط. (ناظم الاطباء). نَبَط. (از منتهی الارب). نبیط. (از اقرب الموارد). و رجوع به نبط و نبیط شود.
کلمات همقافیه با «انباط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر