معنی امیدمند
5 بازدید
[ اُ می مَ ] (ص مرکب) آرزومند. امیدوار: داعی مال بگیل و دیلم داد و بوعده های بسیار امیدمند گردانید قومی انبوه بر او جمع شدند. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «امیدمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر