معنی امیدلیس
5 بازدید
[ اُ/اُمْ می ] (ص مرکب) آنکه بآرزوی زندگی بهتر روز گذراند. (از فرهنگ فارسی معین). || آنکه بامید دریافت صله و جایزه بدر ارباب کرم رود (شاعر، مداح، درویش و غیره). (فرهنگ فارسی معین): گفت او را و دوصد امّیدلیس تو بمن بگذار و این بر من نویس. مولوی (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «امیدلیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر