معنی امکلبة
5 بازدید
[ اُمْ مِ کَ بَ ] (ع اِ مرکب) تب. (از اقرب الموارد) (آنندراج). || داهیه. در خبر است: نعم الفتی ان لم تدرکه ام کلبة. || حمار. الاغ. (از المرصع).
کلمات همقافیه با «امکلبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر