معنی امکلثوم
6 بازدید
[ اُمْ مِ کُ ] (ع اِ مرکب) شیر ماده. (از المرصع). || و گویند شترمرغ است. (از المرصع).[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر ابوبکر صدیق خلیفهٔ اول که از زنان تابعی است و پس از مرگ پدر زاده شد. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۶ شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر ابوسلمةبن عبدالاسد مخزومی از ام سلمه (که بعد بازدواج رسول اکرم درآمد). ربیبهٔ رسول اکرم بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۳ شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر زمعة قرشی عامری، خواهر سوده ام المؤمنین بوده. (از الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۳).[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر عباس بن عبدالمطلب هاشمی. از زنان صحابی بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۶ شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر عبدود و خواهر عمروبن عبدود و زنی شاعر و فصیح و صاحب جمال و کمال بوده است و در واقعهٔ قتل برادرش بدست علی بن ابیطالب (ع) اشعاری بدو منسوب است که مطلع آنها بیت زیر است: لو کان قاتل عمرو غیر قاتله لکنت ابکی علیه آخرالابد. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۳ و درّ منثور ص ۶۳ شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر عبداللََّه بن عامر و زن یزیدبن معاویه بوده است. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۹ و خیرات حسان ج ۱ ص ۵۸ شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر عقبةبن معیط یا ابی معیط اموی، خواهر ولیدبن عقبه و زن عبدالرحمان بن عوف و خواهر مادری عثمان بن عفان و از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۴ و ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۴ و تنقیح المقال شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) دختر علی بن ابیطالب (ع) از فاطمه (ع) که بنا بمشهور بهمسری عمر خلیفهٔ دوم درآمد. در تنقیح المقال آمده که ام کلثوم کنیهٔ زینب کبری دختر علی است که در کربلا با برادرش حسین بن علی همراه بوده و سپس به شام و مدینه رفته است. مؤلف قاموس الاعلام ترکی به دو ام کلثوم قائل است و گوید علی بن ابیطالب دو دختر مکناة به ام کلثوم داشته، یکی کبری که از فاطمه بود و با عمربن خطاب و بعد از مرگ وی با عون بن جعفر طیار ازدواج کرد و دیگری صغری که با عبداللََّه بن اصغربن عقیل ازدواج کرد. مؤلف منتهی الارب می نویسد: ام کلثوم زینب صغری از فاطمه بود که بازدواج عمر درآمد. و برخی از مورخان بچند ام کلثوم (از دختران علی) قائل شده اند. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۵ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۷ و ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۴ و اعیان الشیعه و تنقیح المقال شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) سومین دختر رسول اکرم بود که بعد از مرگ رقیه در سال سوم هجری بازدواج عثمان بن عفان درآمد و در سال نهم هجری وفات کرد و لقب ذوالنورین عثمان بسبب ازدواج وی با ام کلثوم و رقیه دو دختر رسول اکرم است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۲ و ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۹ و تذکرة الخواتین ص ۴۰ و ۵۹ شود.[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) نام دو تن از دختران موسی بن جعفر (ع) بوده. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۳).[ اُمْ مِ کُ ] (اِخ) یکی از دختران حسین بن علی (ع) بوده. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۳).
کلمات همقافیه با «امکلثوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر