معنی امحاص
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) به شدن از بیماری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بهبود یافتن از بیماری. (از اقرب الموارد). || برآمدن آفتاب از کسوف و روشن شدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ظاهر و آشکار شدن خورشید از کسوف. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امحاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر