معنی امتخاط
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بینی پاک کردن. (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). بینی افشانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || از دست ربودن و بیرون کشیدن چیزی را. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ربودن چیزی. (شمس اللغات). || شمشیر از نیام برکشیدن. (مصادر زوزنی) (از شمس اللغات). شمشیر برکشیدن. (منتهی الارب) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «امتخاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر