معنی امتخاض
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن شیر در شیرزنه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || جنبیدن بچه در شکم مادر. (از منتهی الارب) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || درد زاییدن گرفتن شتر ماده. (از متن اللغة). || شیر ویژه خوردن. (مصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «امتخاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر