معنی الفت کلانوری
5 بازدید
[ اُ فَ تِ کَ ] (اِخ) میرزا غلام محمد برلاس ساکن کلانور از مضافات لاهور. مردی عاشق مزاج بود این دو بیتی ازوست: ببزم من که خموشی بساز آهنگ است زبان عرض تمنا پریدن رنگ است تمول آفت جان میشود توانگر را پی شکست طلسم صدف گهر سنگ است. (از تذکرهٔ روز روشن ص ۶۸). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «الفت کلانوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر