معنی الفت کردستانی

معنی الفت کردستانی

5 بازدید
[ اُ فَ تِ کُ دِ ] (اِخ) از شاعران معاصر رضاقلی خان هدایت. در مجمع الفصحاء (ج ۲ ص ۶۰) چنین آمده: نام او ملااحمد خلف ملامهدی شیخ الاسلام سنندج بود. وی پس از پدر بدین منصب رسید. در علم و فضل و ذوق و حال و خوش طبعی معروف بود، و در خدمت ولاة آن ولایت قربتی تمام داشت. این اشعار ازوست: همه مرغان چمن در قفسم جمع شوند گر بدانند چو من ذوق گرفتاری را. ای راهرو همراه شو مردان راه آگاه را ترسم که چون آگه شوی گم کرده باشی راه را. هوس بندگی پیر مغانست مرا طمع خواجگی هر دو جهانست مرا. گشته دل در کوی او رهبر مرا تا چه آرد باز دل بر سر مرا. مرا ز سروقدت بر جهانیان ناز است غرور لازم مرغ بلندپرواز است. صوفی بشرع میکند انکار میکشان عذرش بنه که بیخبر از عرف دیگر است. ما رستخیز در سر کوی تو دیده ایم آنکو ندیده کوی تو در هول محشر است. پیش از عمل چو طاعت و عصیان رقم زدند بیهوده تهمت از چه بدیر و حرم زدند، صورتگران صنع نبستند صورتت صد بار تا نه دفتر معنی بهم زدند. کفر و دینی بمیان نیست که اطوار وجود مختلف از لقب گبر و مسلمان آمد، کی بجمعیت خاطر گذارند نفسی هر که آشفته از آن زلف پریشان آمد. نتوان قطع نظر کردن از آن عارض و خط سبزه زار است و بهار است تماشا دارد. به هر راهی که میرفتیم بودش غایتی در پی جز این دشت جنون الفت که پیدا نیست پایانش. عجب که جان نسپردم ترا بروز وداع دلی ز آهن و فولاد سختتر دارم. میان آب از آتش نیندیشد کسی جز من که در موج سرشکم ز آه آتشبار میترسم. با سر زلف تو عهدیست قراری دارم روزگاریست درین سلسله کاری دارم، ترک کویت بضرورت کنم از بیم رقیب تا نگویی که بدل از تو غباری دارم. بدام طره اش ای دل فغان و زاری کن قرارگاه تو تیره است بیقراری کن، به احتیاط شبیخون غم ز من بشنو بگرد قلعهٔ دل نهر باده جاری کن. کوته آن زلف سیه بهر چه ای ماه کنی رشتهٔ جان خلایق ز چه کوتاه کنی؟ ز لب برداشت لب زودم دریغا ندارد در دهن شکر دوامی. بهار آمد بزن دستی بکار ساغر ای ساقی نماند عمر ترسم تا بهار دیگر ای ساقی. این رباعی نیز ازوست: باز آ که ز عشق سرفرازی بکنیم با گردش چرخ سفله بازی بکنیم، سازیم زمانه ای بکام دل خویش یکچند بیا زمانه سازی بکنیم. -انتهی. و رجوع به مجمع الفصحاء شود.

کلمات هم‌قافیه با «الفت کردستانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید