معنی الفت کاشانی

معنی الفت کاشانی

5 بازدید
[ اُ فَ تِ ] (اِخ) میرزا محمدقلی از ایل افشار، و در خدمت نواب شجاع السلطنه حسنعلی میرزا مستوفی و نامه نگار بود، چندی در فارس اقامت داشت. دیوان او قریب به پنج هزار بیت اشعار مختلف و بیشتر غزلیات دارد. وی به سال ۱۲۴۰ هـ . ق. درگذشته است. (از مجمع الفصحاء چاپ سنگی ج ۲ ص ۷۲). «ثمر» در تذکرهٔ خود اصل او را از آذربایجان دانسته است. این لغز که ظاهراً دربارهٔ منقل است ازوست: چه مرغی است آن مرغک پرنیان پر که در زیر پر بیضه دارد ز آذر پریوار نه ماه پنهان ز مردم بسالی سه مه آشکار است و دلبر پرش چار و پا چار و این طرفه کز وی نه پرواز بینی نه دنبال و نه سر برو دوش او گلشنی سر بسر گل در آغوش او گلخنی پر ز اخگر شود گه بگه پرنیان پوش و فربه بود بیگه و گاه عریان و لاغر ببزم اندرون لاک پشتی است گویی کش از لاک بیرون ندیده است کس سر بخاکسترش جای گاهی چو آتش بر آتش گهش آشیان چون سمندر نه خار است جسمش ولی همچو خارا همه آتشش در نهانست مضمر نه کشتی بود لیک ماند بکشتی که در بحری از آتش انداخت لنگر نه گردون بود لیک ماند بگردون که از عرصه اش جلوه گر بینی اختر بود توأم عرش فرخنده نامش ولی پایه اش نیست از فرش برتر بر از آسمان پایه اش وین عجب بین ز بیمایگی هر گدار است همسر صداع آورد بوی او وین عجبتر کش از بوست مشکوی خسرو معطر گشاید چو پر بینی از چار سمتش فروزنده کانون و سوزنده مجمر بکانون بزم ملک زاده ماند که سوزند در وی همی عود و عنبر جهاندار جمشیدفر آنکه رایش کند کار شمشیر شاه مظفر. از غزلیات او این ابیاتست: کردی نگاهی بازجو تیر خطاناکرده را کایند صیادان ز پی نخجیر ناوک خورده را. تو بی بهانه کسی را نمیکشی چکنم که من سراغ ندارم بخود گناهی را. علاج چون نتوان آب چشم مردم را ازین چه سود که خاکم بر آستانهٔ تست. خدا زین باغبانان داد مرغان چمن گیرد که نگذارند بر شاخ گلی مرغی وطن گیرد. با کس گر از جفات نکردم شکایتی پنداشتم که جور ترا هست غایتی. (از مجمع الفصحاء چاپ سنگی ج ۲ ص ۷۲ به اختصار) و رجوع به ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۰۰ و دانشمندان آذربایجان ص ۵۰ و الذریعه ج ۹ قسمت اول ص ۹۰ و فرهنگ سخنوران و تاریخ ادبیات برون ترجمهٔ رشید یاسمی ص ۱۵۰ (حاشیه) و ص ۲۰۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «الفت کاشانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید