معنی الفت داشتن
4 بازدید
[ اُ فَ تَ ] (مص مرکب) انس داشتن. (فرهنگ ناظم الاطباء). انس گرفتن. مونس شدن. خوگر شدن. الفت گرفتن : چه درختهای طوبی بنشانده آدمی را تو بهیمه وار الفت بهمین گیاه داری. سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «الفت داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر