معنی الفت شوشتری
6 بازدید
[ اُ فَ تِ تَ ] (اِخ) ملاداود، شاعر قرن یازدهم. نصرآبادی گوید: سودا بر وی غلبه کرد و به حسنعلی بن مولی عبداللََّه تستری درشتی کرد. این اشعار ازوست: مجردان که بگلزار دهر خاموشند ز جام بادهٔ تجرید مست و مدهوشند براه کعبهٔ مقصود خضر یکدگرند مجردان که ز گرد فنا نمدپوشند. بغیر ناله نصیبی ز روزگار ندارم جهان اگر پر طوطی بود بهار ندارم. بیاد جلوه ای چون گردباد از بیقراریها طپیدنهای دل صحرا بصحرا میبرد ما را. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۱۳ و ۴۱۴). و رجوع به شمع انجمن ص ۶۸ و الذریعه ج ۹ قسمت اول ص ۹۰ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «الفت شوشتری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر