معنی الفت دادن
6 بازدید
[ اُ فَ دَ ] (مص مرکب) سازوار کردن. دوست و مونس گردانیدن. الفت افکندن. خوگر کردن: اِجماع؛ الفت دادن. (منتهی الارب): بنرمی سنگ را با شیشه الفت میتوان دادن در آن ساعت که پای کارسازی در میان باشد. میرزا شمس الدین شهرستانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «الفت دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر