معنی الباء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) فله خوراندن قوم را. و گویند البأت الجدی؛ یعنی فله خورانیدم بزغاله را. (منتهی الارب). فله دادن گوسفند بچه را. (تاج المصادر بیهقی). || جوشانیدن فله را. (منتهی الارب). || شیر نخستین دادن مادر بچه را. || فله توشه دادن کسی را. || بچه را نزد سرپستان بستن تا شیر نخستین خورد. || بسیار فله شدن قوم. (منتهی الارب). خداوند فلهٔ بسیار گشتن. (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی).[ اَ لِ بْ با ] (ع ص، اِ) جِ لبیب. (منتهی الارب). رجوع به لبیب شود.
کلمات همقافیه با «الباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر