معنی الباب
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ لُبّ. (منتهی الارب) (دهار) (ترجمان علامهٔ جرجانی): زو دیو گریزنده و او داعی انصاف زو حکمت نازنده و او منهی الباب.خاقانی. || جِ لَبَب. (منتهی الارب).[ اِ ] (ع مص) مقیم شدن و لازم گرفتن جائی را. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). || پیش بند پالان بربستن ستور را. || آشکار شدن و پیش آمدن چیزی. || مایه بازفراهم آمدن میان کشت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «الباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر