معنی اقماء
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) فربه شدن ستور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || خوار و حقیر کردن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی). || بشگفت آوردن. || موافق آمدن چراگاه شتران را. || خداوند شتران فربه شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر