معنی افلنجه
6 بازدید
[ اِ لُ جَ / جِ ] (اِ) دانهٔ ریز معطری شبیه به خردل. (ناظم الاطباء). فلنجه. تخمی است مانند خردل و بیشتر در عطر استعمال می کنند و چون به دست بمالند بوی سیب دهد. رجوع به اختیارات بدیعی و فهرست مخزن الادویة ذیل فلنجه شود.
کلمات همقافیه با «افلنجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر