معنی افلود
8 بازدید
[ اُ ] (ع ص) کودک به رسیدگی رسیدهٔ تمام اندام نیکوقامت خوش تن فربه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «افلود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر