معنی افلک
7 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ص) آنکه گرد پاره های زمین گود (کذا) گردد. (ناظم الاطباء). آنکه گرد پاره های زمین گرد (کذا) گردد. (منتهی الارب). آنکه بدور فلک (یعنی تل ریگزار که فضا اطراف آنرا گرفته) بگردد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «افلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر