معنی افتاده بودن
6 بازدید
[ اُ دَ / دِ دَ ] (مص مرکب) محذوف و ساقط و حذف شده بودن : و خطبهٔ بخارا بنام امیر نصربن احمد و بنام امیراسماعیل گفتند و نام یعقوب لیث از خطبه افتاده بود. (تاریخ بخارا). || واقع و حادث شده بودن. رخ داده بودن : مرا کار افتاده بود آن زمان زدم بانگ بر لشکر بدگمان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «افتاده بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر