معنی افتادهحالی
6 بازدید
[ اُ دَ / دِ ] (حامص مرکب) متواضع بودن. فروتنی. آرام بودن. بی حالی : کاکل از بالانشینی رتبه ای پیدا نکرد سنبل از افتاده حالی همنشین ما شده.
کلمات همقافیه با «افتادهحالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر