معنی افتار
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سست گردانیدن کسی را بیماری. || شکسته شدن نگاه کسی از فروهشتگی مژگان. || سست گردیدن شرابخوار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آب و شیر گرم کردن نه سخت. (المصادر زوزنی). ملایم کردن آب یعنی گرم کردن نه سخت. (یادداشت بخط مؤلف). || (اِ) ملول. ولرم. شیر گرم. (یادداشت بخط مؤلف).[ اَ ] (ع اِ) جِ فتر.
کلمات همقافیه با «افتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر