معنی افتادهحال
5 بازدید
[ اُ دَ / دِ ] (ص مرکب) متواضع. فروتن. ساکت. آرام. و رجوع به افتاده حالی شود.
کلمات همقافیه با «افتادهحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر