معنی اعقاء

معنی اعقاء

5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سخت تلخ گردیدن چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تلخ شدن و بعضی گویند: سخت تلخ گردیدن. (از اقرب الموارد). سخت تلخ شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || انداختن از دهن چیزی بسبب تلخی آن. یقال: اعقیت الشی ء؛ اذا ازلت من فیک کما تقول اشکیت؛ اذا ازلت شکایته. (منتهی الارب). انداختن از دهن چیزی را بسبب تلخی. (ناظم الاطباء) (آنندراج). از دهن انداختن کسی چیزی را بجهت تلخی آن. (از اقرب الموارد). از دهن بیفکندن از تلخی. (تاج المصادر بیهقی). - امثال: لاتکن حلواً فتسترط و لا مُرّاً فتعقی؛ ای فتلفظ من شدةالمرارة و یروی فتعاق. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || خورانیدن بچه را چیزی که بول و غایط آورد آنرا. (منتهی الارب). کارکن و مدر و مسهل خورانیدن طفل را. (یادداشت بخط مؤلف). || انداختن تیر در هوا. و یعدی بالباء لغة فی عقه. (منتهی الارب). انداختن تیر در هوا. (یادداشت بخط مؤلف). || بلند پریدن مرغ. (منتهی الارب).
[ اَ ] (ع اِ) جِ عِقی، آنچه نخستین از کودک نوزاده برآید از کمیز و پلیدی. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). جِ عِقی، آنچه از بچهٔ نوزاده پیش از خوردن غذائی خارج میشود و آن لزج و سیاه رنگ است مانند غراء. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «اعقاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید