معنی اعرابیان
5 بازدید
[ اَ ] (اِمرکب) تازیان. بادیه نشینان از عرب: این محدث [ حسن ] به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و وی او را بازگردانید با معتمدی ازآن خویش، مردی جلد و سخن گوی بر شبه اعرابیان و با زی و جامهٔ ایشان. (تاریخ بیهقی ص ۱۲۹).[ اَ ] (اِمرکب) تازیان. بادیه نشینان از عرب: این محدث [ حسن ] به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر و وی او را بازگردانید با معتمدی ازآن خویش، مردی جلد و سخن گوی بر شبه اعرابیان و با زی و جامهٔ ایشان. (تاریخ بیهقی ص ۱۲۹).
کلمات همقافیه با «اعرابیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر