معنی اعتماد بستن
5 بازدید
[ اِ تِ بَ تَ ] (مص مرکب) تکیه کردن. اعتماد کردن. وثوق و اطمینان داشتن : جهان بر آب نهاده ست و زندگی بر باد بر آب و باد کجا اعتماد کس بستست. سعدی.
کلمات همقافیه با «اعتماد بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر