معنی اطلاع دادن
4 بازدید
[ اِطْ طِ دَ ] (مص مرکب) خبر دادن. آگاهی دادن. خبر کردن. آگاه کردن. مطلع کردن. آگاه ساختن. عرضه داشتن. معروض داشتن: اعثار؛ اطلاع دادن کسی را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اطلاع دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر