معنی اطلاع افتادن
3 بازدید
[ اِطْ طِ اُ دَ ] (مص مرکب) خبر یافتن. اطلاع پیدا کردن. آگاهی حاصل شدن : اما اگر کسی را بر آن اطلاع افتد برادری ما چنان باطل گردد که تلافی آن بمال و متاع در امکان نیاید. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «اطلاع افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر