معنی اصلهمام
6 بازدید
[ اِ لِ ] (ع مص) سخت و استوار گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). صلابة. (قطر المحیط) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصلهمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر