معنی اصلهباب
6 بازدید
[ اِ لِ ] (ع مص) دراز و ممتد گردیدن اشیاء بر جهت خود. (منتهی الارب). دراز و ممتد گردیدن چیزی بر جهت خود. (ناظم الاطباء). امتداد اشیاء بر جهت خود. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصلهباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر