معنی اصلاق
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آواز سخت برآوردن. (از قطر المحیط). سخت آواز کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بانگ کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی).[ اَ ] (ع اِ) جِ صَلْق. (قطر المحیط). (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). ج، اصالیق. (از قطر المحیط). رجوع به صَلْق شود.
کلمات همقافیه با «اصلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر