معنی اصلاف
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دشمن داشتن کسی را. (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و به زن گویند: اصلف اللََّه رفغک؛ ای بغضک الی زوجک. (قطر المحیط). دشمن گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || گران جان شدن. || کم خیر شدن کسی. (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اصلاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر