معنی اصقار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اصقار شمس؛ تافته گشتن آفتاب. (از منتهی الارب). تافته گردیدن آفتاب، یقال: اصقرت الشمس. (ناظم الاطباء). اصقار شمس؛ اتقاد و برافروخته شدن آن. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصقار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر