معنی اصفد
6 بازدید
[ اِ فَ ] (معرب، اِ) می خوشبو. اسفنط. اصفنط. اصفعید. اصفعند. اصفعد. رجوع به کلمه های مزبور، و نشوءاللغة ص ۳۸ شود.
کلمات همقافیه با «اصفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر