معنی اصطفلینة
5 بازدید
[ اِ طَ نَ ] (معرب، اِ) اسطفلینة. یکی اصطفلین. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). گزر. جزر. زردک. حویج. هویج. رجوع به اصطفلین شود. و در حدیث قاسم بن مخیمرة آمده است که گفت: ان الوالی لتنحت اقاربه امانته کما تنحت القدوم الاصطفلینة حتی یخلص الی قلبها. شمر گوید: اصطفلینة مانند جزرة عربی محض نیست زیرا صاد و طا در کلمهٔ عرب جمع نمی شوند و تنها در صراط و اُصْلُمّ گرد آمده است زیرا اصل آنها سین است. (المعرب جوالیقی). و رجوع به ص ۴۴ همان کتاب شود.
کلمات همقافیه با «اصطفلینة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر