معنی اصطفلین
5 بازدید
[ اِ طَ ] (معرب، اِ) گزر که آنرا میخورند. اصطفلینة یکیِ آن، و در خط معاویه است که به قیصر روم نوشته: لأنتزعنّک من الملک انتزاع الاصطفلینة و لأردنک اریساً من الارارسة ترعی الذوابل؛ یعنی هرآینه برکنم تو را از ملک چنانکه برمیکنند گزر را از زمین و هرآینه گردانم ترا از کشاورزان که بچرانی خوک را. (منتهی الارب). جزر که آنرا خورند. واحد آن اصطفلینة است. معرب است. (از اقرب الموارد). لغتی است شامی. (المعرب جوالیقی ص ۴۴). گزر است بلغت اهل شام. (از مفردات ابن البیطار). اصطفلین و اسطفلین و اسطفین (یونانی است) بمعنی جزر که آنرا خورند. واحد آن اسطفلینة است. (از قطر المحیط). گزر. (مهذب الاسماء). جزر و بیونانی اصطافالیس است. (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی). زردک. هویج. رجوع به کلمه های مزبور شود. || آب. (المعرب جوالیقی ص ۴۴). و در حاشیهٔ آن آرد: در کتب لغت دلیلی نیافتم که این معنی را تأیید کند.
کلمات همقافیه با «اصطفلین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر