معنی اصحاب رأس

معنی اصحاب رأس

6 بازدید
[ اَ بِ رَءْسْ ] (اِخ) ابن الندیم هنگام بحث دربارهٔ حرانیان از گفتهٔ مأمون خطاب به آنان گوید: فانتم اذاً الزنادقة عبدةالاوثان، و اصحاب الرأس فی ایام الرشید والدی... سپس همو در ضمن عنوان حکایة فی الرأس آرد: و آن سر انسانی است که صورت آن عطاردی است برحسب اعتقاداتی که دربارهٔ صور کواکب دارند. و هنگامی که چنین کسی را بر صورتی که می پندارند عطاردی است بیابند، وی را بحیله میگیرند و میکشند و آنگاه با او به اعمال بسیاری میپردازند، از آنجمله جسد وی را در روغن زیتون و بوره دیرزمانی می نشانند تا آنگاه که مفاصل آن سست شود و بحالتی درآید که اگر سر وی را بکشند بی ذبح از تن جدا شود. و فلان در زیت است مثلی قدیمی است که منشأ آن همین اعمال است... و این کار را در هر سال انجام میدهند هنگامی که عطارد در شرف خود باشد و گمان میکنند که نفس این انسان از عطارد به این سر رفت و آمد میکند و بر زبان او سخن میگوید و از حوادث آینده خبر میدهد و به آنچه از وی بپرسند پاسخ میگوید، چه آنان معتقدند طبیعت آدمی بیش از همهٔ حیوانات همانند عطارد است و با آن شایستگی دارد و از لحاظ نطق و تمیز بدان نزدیک است. باری معتقدات گوناگون آنان در اینباره و بزرگ شمردن آنان این سر را و چاره جوییها و اعمالی که دربارهٔ آن انجام میدهند و کارهایی که پیش از برگرفتن سر از جثه و پس از آن میکنند مفصل است و در کتابی متعلق به این گروه بنام کتاب الهاتفی مندرج است، این گروه را در آن کتاب شگفتیهایی است دربارهٔ نیرنجات و دعاها و گره ها و صور و تعلیقات اعضای حیوانات مختلف مانند خوک و خر و کلاغ و جز اینها و همچنین مطالبی دربارهٔ تدخینات (بخورات) و مجسمه های حیوانات دارند که آنها را بر نگین انگشتری نقش میکنند و اینگونه انگشتری ها برحسب پندار آنان برای فنون بسیاری شایسته میباشد و من بیشتر آنها را بر نگین های انگشتری ها دیدم و از آنان دربارهٔ آنها پرسیدم، گفتند: آنها را در قبور قدیم و کهنهٔ مردگان میگذارند و بدان تبرک میجویند. (از فهرست ابن الندیم ص ۴۴۶).

کلمات هم‌قافیه با «اصحاب رأس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «أس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید