معنی اصحاب دیوان
5 بازدید
[ اَ بِ دی ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صاحبدیوانان. کاتبان. رئیسان دفاتر و نامه ها. رئیسان امور دیوانی و دولتی. وزیران امور مالی و محاسباتی. دبیران: و هریک از اصحاب دیوان او صدری بود با اصل و حسب و علم. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۹۲). و رجوع به اصحاب دواوین و صاحبدیوان شود.
کلمات همقافیه با «اصحاب دیوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر