معنی اشهلال
6 بازدید
[ اِ هِ ] (ع مص) میش چشم شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آمیختن کبودی بسیاهی چشم. (از المنجد) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).[ اِ هِ ] (ع مص) میش چشم شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آمیختن کبودی بسیاهی چشم. (از المنجد) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «اشهلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر