معنی اشذاذ
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سخن نادر گفتن. (منتهی الارب). اَشَذَّ الرجل؛ جاء بقول شاذّ نادّ. (اقرب الموارد). اَشَذَّ الشی ءَ؛ یکسر کرد آنرا و بنهایت رسانید آنرا. (منتهی الارب). اَشَذَّ الشی ءَ؛ نحّاه و اقصاه. (اقرب الموارد). || تنها و نادر کردن کسی را. (منتهی الارب). اَشَذَّهُ؛ ندره عن جمهوره. شذّ عن الجماعة؛ ندر عنهم و انفرد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشذاذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اذ» برای سرودن شعر