معنی اشذاب
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ شَذَب. رخت خانه از قماش و جز آن. (منتهی الارب). متاع خانه از قبیل قماش و غیره. (از اقرب الموارد). || پاره های درخت یا پوست آن. (منتهی الارب). قِطَع الشجر: طار من النخل شذبه؛ ای ما قطع عنه و قشره. || بند آب. (منتهی الارب). || مُسنّاة. (اقرب الموارد). || بقیهٔ گیاه و مانند آن. بقیةالکلأ المأکول و غیره. (اقرب الموارد). || پوستها. (منتهی الارب). القشور. (اقرب الموارد). || شاخه های پراکنده از درخت که آنرا ببرند. (منتهی الارب). العیدان المتفرقة. || و ما فضل من شعب الشجر. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشذاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر