معنی اشتر علوی
4 بازدید
[ اَ تَ رِ عَ لَ ] (اِخ) متوفی بسال ۱۵۱ هـ . ق. / ۷۶۸ م.). عبداللََّه بن محمدبن عبداللََّه بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (ع). از سادات و خاندان طهارت بوده که بمخالفت با عباسیان قیام کرده است. وی بهمراهی پدرش در مدینه لوای ضدیت با منصور عباسی را برافراشت و پدرش او را ببصره فرستاد. وی اسبی بخرید و آهنگ سند کرد و با امیر آن شهر (عمربن حفص) خلوت کرد و بگفتگو پرداخت و در نتیجه امیر مزبور با پدر اشتر (محمدبن عبداللََّه) بیعت کرد و از سرداران خود نیز بیعت گرفت و هنگامی که عمربن حفص برای مخالفت با عباسیان آماده میشد، خبر مرگ پدر اشتر به وی رسید، عمر این خبر را پنهان کرد و اشتر را نزد یکی از ملوک سند گسیل داشت. اشتر در بارگاه پادشاه مزبور در نهایت احترام اقامت گزید. آنگاه منصور، اشتر را از وی مطالبه کرد ولی آن سلطان درخواست خلیفه را رد کرد. پس از چندی یکی از عُمّال منصور بر اشتر دست یافت و او را در ساحل مهران بکشت. (از الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۵۷۶).
کلمات همقافیه با «اشتر علوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر