معنی اشتر کشتن
6 بازدید
[ اُ تُ کُ تَ ] (مص مرکب) اجزار. (تاج المصادر بیهقی). نحر. (دهار). جزر: اِنقاع؛ اشتر کشتن از بهر مهمانی. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اشتر کشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر