معنی اشادة
5 بازدید
[ اِ دَ ] (ع مص) برافراشتن چیزی را. (منتهی الارب). || بلند کردن بنا. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || برداشتن آواز. || آشکار کردن چیزی. آشکارا کردن چیزی. || نسبت کردن سخن را به کسی. (منتهی الارب). || بلند کردن نام. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || بلند گردانیدن قدر و منزلت کسی را: اشاد بذکره. (منتهی الارب). || تعریف کردن. || شناسانیدن گمشده را. || هلاک کردن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اشادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر