معنی اشارات
7 بازدید
[ اِ ] (ع اِ) جِ اشارة. علامتها: و در بسط سخن و کشف اشارات آن اشباعی رود. (کلیله و دمنه). و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال... و شرح رموز و اشارات تقدیم نموده آید. (کلیله و دمنه). این سخن از اشارات و رموز متقدمان است. (کلیله و دمنه). زبانها به تحسین عبارات و تزیین اشارات او روان گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۶۷).[ اِ ] (اِخ) نام تصنیف ابوعلی سینا در حکمت. رجوع به ابوعلی سینا شود.
کلمات همقافیه با «اشارات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر