معنی اسکندرونه
5 بازدید
[ اِ کَ دَ نَ ] (اِخ) شهری است از شام بر کران دریای روم و اندر وی مسلمانانند و شهری است با نعمت بسیار و کشت و برز و خواسته های بسیار. (حدودالعالم). رجوع به اسکندرون شود. شهریست در شرقی انطاکیه بر ساحل بحر شام، بین آن و بغراس چهار فرسنگ است و بین آن و انطاکیه هشت فرسنگ، و یاقوت گوید من در بعض تواریخ شام دیدم که اسکندرونه بین عکا و صور است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اسکندرونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر