معنی اسکندرون

معنی اسکندرون

8 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (اِخ) قصبهٔ بزرگی است در انتهای شمالی ساحل سوریه و در ساحل شرقی خلیج اسکندرون، در ۱۰۵ هزارگزی شمال غربی حلب، واقع بین ۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه و ۳۱ ثانیهٔ عرض شمالی و ۳۳ درجه و ۵۵ دقیقه و ۴۵ ثانیهٔ طول شرقی و اسکلهٔ ولایت حلب و دیار بکر و جزیره میباشد و بنابراین از لحاظ تجارت اهمیت بسیار دارد ولی بمناسبت موقع محلی هوای آن بسیار سنگین است زیرا در صحرایی پست و مردابی قرار دارد که از ابتدای خلیج مزبور بسوی جنوب شرقی امتداد یافته و جهت شمالی آن بکوهها مسدود است. در سوالف ایام این قصبه معرض تخریبات بسیار گردیده است و در عصر حاضر هم دو ضربهٔ بزرگ به وی وارد گشته، یکی زلزلهٔ بسیار شدید و دیگری حریق خانمانسوز، با وصف این حال لنگرگاهی زیباست و اهمیت تجاری آن روزافزون میباشد و هر روز کسب ترقی و معموریت می کند. اسکندرون ازجملهٔ بناهای منسوب باسکندر ذوالقرنین است، تعدادی از شهرها را بنسبت نام آن جهانگیر آلکساندریا تسمیه کرده اند و این شهر را برای تفریق از آنها آلکساندریا مینور یعنی اسکندریهٔ کوچک و الکساندر یاآدایسوم یعنی اسکندریهٔ آیاش نامیدند، بعداً اروپائیان این شهر را بصیغهٔ مصغر الکساندرت خواندند و مشرقیان بشکل اسکندرون یا اسکندرونه درآوردند. اسکندر آن زمانی که در دشت آیاش دارا را مغلوب ساخت (۳۳۳ ق.م.) این شهر را بیاد این پیروزی بنا کرد. تا آن زمانها آیاش مرکز مهم تجارت بود، پس اسکندرون بجای آن اهمیت یافت و بمرور دهور آیاش رو بویرانی نهاد و شهر نو جانشین وی گشت و بر اهمیت و معموریت آن افزود. (از قاموس الاعلام ترکی). سکنهٔ آن ۲۵۰۰۰ تن است. رجوع باسکندرون (قضا...) شود.
[ اِ کَ دَ ] (اِخ) (قضای...) قضائی است که از طرف شمال بقضای پیاس و از سوی مشرق و جنوب بقضای بیلان و از جانب مغرب بخلیج اسکندرون که ببحر سفید ملحق میشود، محدود است. و دارای ۲۵ قریهٔ ساحلی است و محصولات آن عبارت است از حبوبات متنوعه، پرتقال و لیمو. (از قاموس الاعلام ترکی). این قضا در اول متعلق بدولت عثمانی بود و سپس بسوریه ملحق شد و در ۱۹۳۹ م. مجدداً بترکیه تعلق گرفت.
[ اِ کَ دَ ] (اِخ) (خلیج...) خلیجی است در بین آناطولی و سوریه، در منتهای شمال شرقی بحر سفید، از میان دماغهٔ قره طاش و رأس الخنزیر آغاز شده بسوی شمال شرقی امتداد مییابد. طول آن قریب ۵۵ هزار و عرض ۲۵ هزار گز است. دو طرف شمال و مشرق وی را کوهها احاطه کرده و فقط در قسمت جنوب شرقی یعنی در سواحلی که میان اسکندرون و رأس الخنزیر واقع شده اراضی آن پست و هوای آن سنگین است. دو قصبهٔ پیاس و آیاش و لنگرگاه معروف «یمورطه لق» در داخل این خلیج است. در زمانهای قدیم مشهورترین شهر این خلیج «ایسوس» یعنی آیاش بود و خود خلیج هم «سینوس ایسیکوس» یعنی خلیج آیاش نامیده میشد. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به اسکندرونه شود.

کلمات هم‌قافیه با «اسکندرون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید